ثانیه ها از پی هم میدوند و من هم پشت سرشان این ثانیه ها از چه فرار میکنند از من؟ منی که من نیستم نگاهم شکل ادمک هاییست که روز و شب درونم میدوند دروغ هایی که درون مردی صادق موج میزند شکل تابلو ایست،تابلو ممنوعیست که دروغ هارا وادار میکند به سکوت وادار میکند به مرگ... نگاهم کن!چشمانم پر از اشک و لبهایم به خنده مشغول اند وقتی چشم ها و لبهاهم با هم لجبازی میکنند و من همچنان پشت ثانیه ها میدوم و میدوم و میدوم.....
نظرات شما عزیزان: